متن و ترجمه خطبه همام نهج البلاغه ـ خطبه متقین
روایت شده: یکی از یاران امیرالمومنین علیه السلام که او را همام می گفتند و مردی عابد بود ، به حضرت عرضه داشت: اهل تقوا را برایم وصف کنید چنانکه گویی آنان را می بینم. امام در پاسخ او درنگ کردند ، سپس فرمودند : ای همام، تقوای الهی پیشه کن و کار نیک انجام بده، زیرا خداوند با اهل تقوا و اهل کار نیک است. همام به این مقدار سخن قناعت نکرد و حضرت را قسم داد. حضرت خدا را سپاس و ثنا گفت و بر پیامبر - که درود خدا بر او و آلش باد – درود فرستاد و سپس فرمود:
یا هَمّامُ: اِتَّقِ اللّهَ وَ اَحْسِنْ فـَ «اِنَّ اللّهَ مَعَ الَّذینَ اتَّقَوْا وَالَّذینَ هُمْ مُحْسِنُونَ».
اى همّام، تقواى الهى پیشه کن و کار نیک انجام ده، زیرا خداوند با اهل تقوا و اهل کار نیک است.
فَلَمْ یَقْنَعْ هَمّامٌ بِهذَا الْقَوْلِ حَتّى عَزَمَ عَلَیْهِ. فَحَمِدَ اللّهَ وَ اَثْنى عَلَیْهِ وَ صَلّى عَلَى النَّبِىِّ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ ثُمَّ قالَ :
همّام به این مقدار سخن قناعت نکرد و حضرت را قسم داد. حضرت خدا را سپاس و ثنا گفت و بر پیامبر ـ که درود خدا بر او و آلش باد ـ درود فرستاد و سپس فرمود:
اَمّا بَعْدُ، فَاِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ وَ تَعالى خَلَقَ الْخَلْقَ حینَ خَلَقَهُمْ غَنِیّاً عَنْ طاعَتِهِمْ، آمِناً مِنْ مَعْصِیَتِهِمْ،
اما بعد، خداوند پاک و برتر مخلوقات را آفرید در حالى که از اطاعتشان بى نیاز، و از گناهشان ایمن بود،
لاَِنَّهُ لاتَضُرُّهُ مَعْصِیَةُ مَنْ عَصاهُ، وَ لاتَنْفَعُهُ طاعَةُ مَنْ اَطاعَهُ.
زیرا عصیان عاصیان به او زیان نمى رساند، و طاعت مطیعان او را سود نمى دهد.
فَقَسَمَ بَیْنَهُمْ مَعایِشَهُمْ، وَ وَضَعَهُمْ مِنَ الدُّنْیا مَواضِعَهُمْ. در جایى که سزاوار بود قرار داد.
پس روزى آنان را در میانشان تقسیم کرد، و هر کس را در دنیا
فَالْمُتَّقُونَ ؛ فیها هُمْ اَهْلُ الْفَضائِلِ
پرهیزکاران ؛ در این دنیا اهل فضائلند،
، مَنْطِقُهُمُ الصَّوابُ، وَ مَلْبَسُهُمُ الاِْقْتِصادُ، وَ مَشْیُهُمُ التَّواضُعُ.
گفتارشان صواب، پوشاکشان اقتصادى، و رفتارشان افتادگى است.
غَضُّوا اَبْصارَهُمْ عَمّا حَرَّمَ اللّهُ عَلَیْهِمْ، وَ وَقَفُوا اَسْماعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النّافِعِ لَهُمْ.
از آنچه خدا بر آنان حرام کرده چشم پوشیده، و گوشهاى خود را وقف دانش بامنفعت نموده اند.
نُزِّلَتْ اَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِى الْبَلاءِ کَالَّتى نُزِّلَتْ فِى الرَّخاءِ،
آنان را در بلا و سختى و آسایش و راحت ، حالتى یکسان است،
وَ لَوْلاَ الاَْجَلُ الَّذى کَتَبَ اللّهُ عَلَیْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ اَرْواحُهُمْ فى اَجْسادِهِمْ طَرْفَةَ عَیْن، شَوْقاً اِلَى الثَّوابِ، وَ خَوْفاً مِنَ الْعِقابِ
و اگر خداوند براى اقامتشان در دنیا زمان معینى را مقرر نکرده بود از شوق به ثواب و بیم از عذاب به انـدازه چشـم به هم زدنى روحشـان در بدنشان قـرار نمى گرفت.
عَظُمَ الْخالِقُ فى اَنْفُسِهِمْ، فَصَغُرَ ما دُونَهُ فى اَعْیُنِهِمْ
خداوند در باطنشان بزرگ، و غیر او در دیدگانشان کوچک است.
فَهُمْ و َالْجَنَّةُ کَمَنْ قَدْ رَآها فَهُمْ فیها مُنَعَّمُونَ،
آنان با بهشت چنانند که گویى آن را دیده و در فضایش غرق نعمتند،
وَ هُمْ وَالنّارُ کَمَنْ قَدْ رَآها فَهُمْ فیها مُعَذَّبُونَ. قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَةٌ، وَ شُرُورُهُمْ مَأْمُونَةٌ،
و با عذاب جهنم چنانند که گویى آن را مشاهده نموده و در آن معذبند. دلهایشان محزون، همگان از آزارشان در امان،
وَاَجْسادُهُمْ نَحیفَةٌ، وَ حاجاتُهُمْ خَفیفَةٌ، وَ اَنْفُسُهُمْ عَفیفَةٌ.
بدنهایشان لاغر، نیازهایشان سبک، و نفوسشان با عفّت است.
صَبَرُوا اَیّاماً قَصیرَةً اَعْقَبَتْهُمْ راحَةً طَویلَةً،
روزى چند را در راه حق صبر کردند که براى آنان راحتى جاوید به دنبال آورد
تِجارَة ٌ مُرْبِحَةٌ یَسَّرَها لَهُمْ رَبُّهُمْ. این است تجارتى سودآور که خداوند براى آنان مهیّا نمود.
اَرادَتْهُمُ الدُّنْیا فَلَمْ یُریدُوها، وَ اَسَرَتْهُمْ فَفَدَوْا اَنْفُسَهُمْ مِنْها.
دنیا آنان را خواست و آنان آن را نخواستند، به اسارتشان کشید و آنان با پرداخت جانشان خود را آزاد کردند.
اَمَّا اللَّیْلُ فَصافُّونَ اَقْدامَهُمْ تالینَ لاَِجْزاءِ الْقُرْآنِ یُرَتِّلُونَهُ تَرْتیلاً،
به هنگام شب براى عبادت برپایند، در حالى که اجزاى قرآن را شمرده و سنجیده تلاوت کنند،
یُحَزِّنُونَ بِهِ اَنْفُسَهُمْ، وَ یَسْتَثیرُونَ بِهِ دَواءَ دائِهِمْ.
خود را به آیات قرآن اندوهگین ساخته، و داروى دردشان را از آن برگیرند.
فَاِذا مَرُّوا بِآیَة فیها تَشْویقٌ رَکَنُوا اِلَیْها طَمَعاً، وَ تَطَلَّعَتْ نُفُوسُهُمْ اِلَیْها شَوْقاً، وَ ظَنُّوا اَنَّها نُصْبَ اَعْیُنِهِمْ
و چون به آیه اى بشارت دهنده بگذرند به مورد بشارت طمع کنند، و روحشان از روى شوق به آن خیره گردد، و گمان برند که مورد بشارت در برابر آنهاست.
. وَ اِذا مَرُّوا بِآیَة فیها تَخْویفٌ اَصْغَوْا اِلَیْها.مَسامِعَ قُلُوبِهِمْ، وَ ظَنُّوا اَنَّ زَفیرَ جَهَنَّمَ وَ شَهیقَها فى اُصُولِ آذانِهِمْ.
و چون به آیه اى بگذرند که در آن بیم داده شده گوش دل به آن دهند، و گمان برند شیون و فریاد عذاب بیخ گوش آنان است
فَهُمْ حانُونَ عَلى اَوْساطِهِمْ، مُفْتَرِشُونَ لِجِباهِهِمْ وَ اَکُفِّهِمْ وَ رُکَبِهِمْ وَ اَطْرافِ اَقْدامِهِمْ، یَطْلُبُونَ اِلَى اللّهِ تَعالى فى فِکاکِ رِقابِهِمْ.
قامت به رکوع خم کرده اند، به وقت سجده پیشانى و دست و زانو و انگشتان پا بر زمین مى گذارند، و از خداوند آزادى خود را از عذاب مى طلبند
وَ اَمَّا النَّهارُ فَحُلَماءُ عُلَماءُ، اَبْرارٌ اَتْقِیاءُ
، اما به هنگام روز، بردباران و دانشمندان و نیکوکاران و پرهیزکارانند
. قَدْ بَراهُمُ الْخَوْفُ بَرْىَ الْقِداح ِ، یَنْظُرُ اِلَیْهِمُ النّاظِرُ فَیَحْسَبُهُمْ مَرْضى، وَ ما بِالْقَوْمِ مِنْ مَرَض، وَ یَقُولُ: لَقَدْ خُولِطوا، وَ لَقَدْ خالَطَهُمْ اَمْرٌ عَظیمٌ.
. بیم از حق جسمشان را چون تیرِ تراشیده لاغر کرده، مردم آنان را مى بینند به تصور اینکه بیمارند، ولى بیمار نیستند، و مى گویند دیوانه اند، در حالیکه امرى عظیم آنان را بدین حـال درآورده
لایَرْضَوْنَ مِنْ اَعْمالِهِمُ الْقَلیلَ، وَلایَسْتَکْثِرُونَ الْکَثیرَ. فَهُمْ لاَِنْفُسِهِمْ مُتَّهِمُونَ. وَ مِنْ اَعْمالِهِمْ مُشْفِقُونَ.
به طاعت اندک خشنود نمى شوند، و طاعت زیاد را زیاد ندانند. بنابراین خود را به کوتاهى در بندگى متّهم کنند، و از عبادت خود در وحشتند
اِذا زُکِّىَ اَحَدٌ مِنْهُمْ خافَ مِمّا یُقالُ لَهُ فَیَقُولُ: اَنَا اَعْلَمُ بِنَفْسى مِنْ غَیْرى، وَ رَبّى اَعْلَمُ بى مِنّى بِنَفْسى; اللّهُمَّ لاتُؤاخِذْنى بِما یَقُولُونَ، وَاجْعَلْنى اَفْضَلَ مِمّا یَظُنُّـونَ، وَ اغْفِرْ لى ما لایَعْلَمُـونَ.
هرگاه یکى از آنان را تمجید کنند از آن تمجید بیم نموده و گوید: من از دیگران به خود آگاه ترم، و پروردگارم از خودم به من داناتر است; خداوندا، مرا به آنچه دربارهام گویند مگیر، و از آنچه مى پندارند بهتر گردان، و زشتى هایى را که از من خبر ندارند بر من ببخش.
فَمِنْ عَلامَةِ اَحَدِهِمْ اَنَّکَ تَرى لَهُ قُوَّةً فى دین، وَ حَزْماً فى لین،
از نشانه هاى دیگرشان آن است که هر کدام را داراى نیرومندى در دین، دوراندیشى با نرمى،
وَ ایماناً فى یَقین، وَ حِرْصاً فى عِلْم، وَ عِلْماً فى حِلْم، وَ قَصْداً فى غِنًى، وَ خُشُوعاً فى عِبادَة،
ایمان همراه با یقین، حرص در دانش ، علم با بردبارى ، میانه روى در توانگرى، فروتنى در عبادت،
وَ تَجَمُّلاً فى فاقَة، وَ صَبْراً فى شِدَّة، وَ طَلَباً فى حَلال، وَ نَشاطاً فى هُدًى، وَ تَحَرُّجاً عَنْ طَمَع .
آراستگى در تهیدستى، بردبارى در سختى، جویایى حلال، نشاط در هدایت، و دورى از طمع بینى.
یَعْمَلُ لاَْعْمالَ الصّالِحَةَ وَ هُوَ عَلى وَجَل.
در عین به جا آوردن اعمال شایسته ترسان است.
یُمْسى وَ هَمُّهُ الشُّکْرُ، وَ یُصْبِحُ وَ هَمُّهُ الذِّکْرُ.
شب مى کند در اندیشه شکر، و روز مى کند در اندیشه ذکر.
یَبیتُ حَذِراً، وَ یُصْبِحُ فَرِحاً: حَذِراً لِما حُذِّرَ مِنَ الْغَفْلَةِ، وَ فَرِحاً بِما اَصابَ مِنَ الْفَضْلِ وَالرَّحْمَةِ.
شب را به سر مى برد با خوف، و ر وز مى نماید دلشاد: خوف از غفلتى که او را از آن برحذر داشته اند، و دلشاد از فضل و رحمت حق که به دست آورده.
اِنِ اسْتَصْعَبَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فیما تَکْرَهُ لَمْ یُعْطِها سُؤْلَها فیما تُحِبُّ.
اگر نفس او را در آنچه بر او سنگین است از او پیروى نکند او نیز آنچه را که نفس به آن رغبت دارد به او نمى دهد.
قُرَّةُ عَیْنِهِ فیما لایَزُولُ، وَ زَهادَتُهُ فیما لایَبْقى.
روشنى چشمش در آن چیزى است که جاوید است، و بى رغبتى اش در آن است که فانى شدنى است.
یَمْزُجُ الْحِلْمَ بِالْعِلْمِ، وَ الْقَوْلَ بِالْعَمَلِ.
بردبارى را با دانش، و گفتار را با عمل آمیخته مى کند
تَراهُ قَریباً اَمَلُهُ، قَلیلاً زَلَلُهُ، خاشِعاً قَلْبُهُ، قانِعَةً نَفْسُهُ،
. آرزویش کم و کوتاه، لغزشش اندک، دلش فروتن، نفسش قانع
مَنْزُوراً اَکْلُهُ، سَهْلاً اَمْرُهُ، حَریزاً دینُهُ ، مَیِّتَةً شَهْوَتُهُ، مَکْظُوماً غَیْظُهُ.
، خوراکش اندک، زندگیش آسان، دینش محفوظ، شهوتش مرده، و خشمش فروخورده است.
اَلْخَیْرُ مِنْهُ مَأْمُولٌ، وَالشَّرُّ مِنْهُ مَاْمُونٌ
. خیرش را متوقّع، و از شرّش در امانند.
اِنْ کانَ فِى الْغافِلینَ کُتِبَ فِى الذّاکِرینَ، وَ اِنْ کانَ فِى الذّاکِرینَ لَمْ یُکْتَبْ مِنَ الْغافِلینَ.
اگر در میان غافلان باشد از ذاکرانش به حساب آرند، و اگر در میان ذاکران باشد در شمار غافلانش نیارند.
یَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَهُ، وَ یُعْطى مَنْ حَرَمَهُ،وَ یَصِلُ مَنْ قَطَعَهُ. بَعیداً فُحْشُهُ،
از آن که بر او ستم کرده بگذرد، به آن که او را محروم نموده عطا کند،و با کسى که با او قطع رحم نموده صله رحم نماید. زبان دشنام ندارد،
لَیِّناً قَوْلُهُ، غائِباً مُنْکَرُهُ، حاضِراً مَعْرُوفُهُ، مُقْبِلاً خَیْرُهُ، مُدْبِراً شَرُّهُ،
گفتارش نرم است، زشتیش پنهان، و خوبیش آشکار است، نیکى اش روى آورده، و شرّش روى گردانده،
فِى الزَّلازِلِ وَقُورٌ، وَ فِى الْمَکارِهِ صَبُورٌ، وَ فِى الرَّخاءِ شَکُورٌ. لایَحیفُ عَلى مَنْ یُبْغِضُ،
در حوادث آرام، در ناخوشیها شکیبا، و در خوشیها شاکر است. بر دشمن ستم نمى کند،
وَ لایَأْثَمُ فیمَنْ یُحِبُّ. یَعْتَرِفُ بِالْحَقِّ قَبْلَ اَنْ یُشْهَدَ عَلَیْهِ.
و به خاطرمحبوبش مرتکب گناه نمى شود. پیش ازحاضر کردن شاهد، خود اقرار به حق مى نماید.
لایُضیعُ مَا اسْتُحْفِظَ، وَ لایَنْسى ما ذُکِّرَ،
امانت را تباه نمى کند، و آنچه را به یادش آرند به فراموشى نمى سپارد
وَ لایُنابِزُ بِالاَْلْقابِ، وَ لایُضارُّ بِالْجارِ، وَ لایَشْمَتُ بِالْمَصائِبِ،
، احدى را با لقب زشت صدا نمى کند، به همسایه زیان نمى زند، به بلاهایى که به سر مردم مى آید شادى نمى نماید
وَ لایَدْخُلُ فِى الْباطِلِ، وَ لایَخْرُجُ مِنَ الْحَقِّ.
، در باطل وارد نمى شود،و از حق خارج نمى گردد.
اِنْ صَمَتَ لَمْ یَغُمَّهُ صَمْتُهُ، وَ اِنْ ضَحِکَ لَمْ یَعْلُ صَوْتُهُ، وَ
اگر سکوت کند سکوتش غمگینش نکند، و اگر بخندد قهقهه نزند،
اِنْ بُغِىَ عَلَیْهِ صَبَرَ حَتّى یَکُونَ اللّهُ هُوَ الَّذى یَنْتَقِمُ لَهُ.
چون به او ستم روا دارند صبر پیشه سازد تا خدا انتقامش را بگیرد.
نَفْسُهُ مِنْهُ فى عَناء، وَالنّاسُ مِنْهُ فى راحَة. اَتْعَبَ نَفْسَهُ لاِخِرَتِهِ، وَ اَراحَ النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ. از خود در رنج است، و مردم از او در راحتند. در امر آخرت خود را به زحمت اندازد،و مردم را از جانب خود قرین آسایش کند
بُعْدُهُ عَمَّنْ تَباعَدَ عَنْهُ زُهْدٌ وَ نَزاهَةٌ، وَ دُنُوُّهُ مِمَّنْ دَنا مِنْهُ لینٌ وَ رَحْمَةٌ،. دوریش از آن که دورى مى کند محض زهد و پاک ماندن،و نزدیکى اش به آن که نزدیک مى شود به خاطر نرمىو رحمت است،
لَیْسَ تَباعُدُهُ بِکِبْر وَ عَظَمَة، وَ لا دُنُوُّهُ بِمَکْر وَ خَدیعَة.
و نزدیکى اش از باب مکر و فریب نیست. دوریش از راه تکبّر و خودخواهى،
فَصَعِقَ هَمّامٌ صَعْقَةً کانَتْ نَفْسُهُ فیها. فَقالَ اَمیرُالْمُؤْمِنینَ عَلَیْهِ السَّلامُ : اَما وَاللّهِ لَقَدْ کُنْتُ اَخافُها عَلَیْهِ. ثُمَّ قالَ: هکَذا تَصْنَعُ الْمَواعِظُ الْبالِغَةُ بِاَهْلِها!
: چون سخن به اینجا رسید همّام فریادى برکشید و جان داد. حضرت فرمود:به خدا قسم از چنین پیشامدى بر او مى ترسیدم. سپس ادامه داد: اندرزهاى رسا با اهلش این گونه معامله مى کند !
مقایسه راست مغزی وچپ مغزی
تحقیق زیرمربوط به یکی از
دانشجویان کارشناسی ارشد
مدیریـت دولتی
می باشد.
مقایسه راست مغزی وچپ مغزی
به علت مشخصات فیزیکی مرد و زن، حجم متوسط جمجمه زنان کوچکتر از مردان است و در نتیجه، حجم مغز زنان هم کوچکتر است.
مطالعه های تصویربرداری مغناطیسی دانشمندان آلمانی نشان می دهد که مغز زنان در مقایسه با مغز مردها دارای چین خوردگی ها و شیارهای بیشتری است. از این طریق سطح مغز زنان در مقایسه با مردها، مساحت بیشتری دارد. دانشمندان معتقدند که این اختلاف سطح مغز، کوچکتر بودن حجم مغز زنان را جبران می کند و برآیند آن، بازدهی برابر فعالیت های مغزی میان دو جنس است. این مطالعه ها همچنین نشان می دهد که اختلاف در تعداد شیارها میان دو جنس در نیمکره راست مغز، بیشتر از سمت چپ است. این نکته از این جهت اهمیت دارد که نیمکره راست مغز مسئول کنترل عواطف و هیجان ها است و تمرکز شیارها در این نیمکره در زنان می تواند علت قوی تر بودن زنان در زمینه های عاطفی باشد. افزایش میزان پیچیدگی نیمکره راست مغز، به زنان توانایی توجه عاطفی بیشتر به کودکان و خانواده را داده که برای حفظ بقای نسل انسان اهمیت فراوانی داشته است.
البته پیشترهم دانشمندان تفاوت های دیگری میان مغز زنان و مردان مشاهده کرده بودند از جمله اینکه شبکه های عصبی در مغز زنان متراکم تر از مردان است. میزان ماده خاکستری که یاخته های عصبی را محافظت می کند نیز در مغز زنان بیشتر از مردان است.
***
مغز و ذهن دو جنس مونث و مذکر از جنبه های مختلف متفاوت از یکدیگر است. در این راستا پژوهش های اخیر با به کارگیری ابزارهای تصویربرداری و سنجش پیشرفته اطلاعات ذی قیمتی را در تأیید تفاوت های جنسی مغز در اختیار ما قرار داده و پایه ها و همبسته های آناتومیک و فیزیولوژیک این تفاوت ها را بیش از پیش با شواهد مستدل نمایانده است. مایکل گوریان، آموزشگر، روان درمانگر، مشاور خانوادگی در کتاب «یادگیری متفاوت دخترها و پسرها»، با بهره گیری از نتایج تازه ترین پژوهش هایی که درباره مغز صورت گرفته است به ذکر تشابهات و تفاوت های مغزی میان پسران و دختران پرداخته است .
گوریان معتقد است که اگر از کارکرد مغز آگاه نباشیم و اگر ندانیم که چگونه پسرها و دخترها متفاوت از یکدیگر یاد می گیرند در ایجاد شرایط مطلوب آموزشی و فضای بهینه برای رشد و بالندگی فرزندان خود با مشکلات اساسی روبه رو خواهیم بود و در عین حال تأکید می کند که: «نکته ای که باید به آن توجه داشته باشید این است که نوع جنسیت، برتری و کهتری را مشخص نمی کند.» صرفا بحث، بحث تفاوت هاست و آنچه نهایتاً می توان گفت تنها آن است که دخترها و پسرها به طرزی متفاوت از هم می آموزند.
مطالعات حاکی از آنند که مثلاً پسرها اغلب از استدلال قیاسی استفاده می نمایند و از کل شروع کرده به جزء می رسند و سرعت این نوع استدلال نیز اغلب در پسرها نسبت به دخترها بیشتر است و علت موفق تر بودن پسرها در آزمون های سریع چند جوابی را نیز ناشی از همین امر بر می شمارد. از سوی دیگر آشکار شده است که دخترها اغلب اندیشه ای استقرایی دارند به طوری که از موارد جزیی شروع کرده و از جزء به کل می رسند. یا مثلاً نتایج پژوهش ها بیانگر آن است که دخترها به هنگام یادگیری نیاز چندانی به حرکت کردن و جابه جا شدن ندارند، اما پسرها به خاطر سوخت وساز بیشتر به حرکت و جنب وجوش بیشتری نیاز دارند و آنها با حرکت «نه تنها مغز خود را تحریک می کنند بلکه رفتارهای تکانه ای خود را نیز کنترل می نمایند.» یا در خصوص سمبلیسم عقیده بر آن است که تصاویر و اشکال، نیمکره راست مغز پسران را بیشتر تحریک می کند و به طور کلی پسرها بیشتر به انگاره های تصوری و سمبلیک نویسنده توجه می نمایند و دختران بیشتر بر مقوله های احساسی متمرکز می شوند.
همچنین گوریان بیان می دارد که پژوهش های جدید موید این اصل قدیمی اند که بچه های کم سال از کسانی که با آنها رابطه صمیمانه دارند بهتر چیز می آموزند، «مغز برای اینکه به حد اعلا بیاموزد و رشد کند به پیوند و دلبستگی نیاز دارد.»
***
تحقیقات جدید نشان مى دهد هرچه مغز بزرگ ترى داشته باشید هوش بیشترى دارید. سر بزرگ به طور متوسط نشان هوش بالا است. این یافته از نظر آمارى تنها به طور متوسط صدق مى کند به عبارتى نمى توان گفت هرکسى که سر بزرگ ترى دارد باهوش تر است و هر کسى که سر کوچک ترى دارد کم هوش تر است. به عنوان مثال مغز آلبرت اینشتین خیلى بزرگ نبوده است. به طور آمارى بین اندازه مغز و هوش افراد رابطه برقرار است. مسئله ارتباط اندازه مغز و هوش در سال ۱۸۳۰ توسط کالبدشناس آلمانى «فردریک تیدمن» مطرح شد. این دانشمند آلمانى معتقد بود که ارتباط بى چون و چرایى بین اندازه مغز و قواى ذهنى برقرار است. تاکنون براى بررسى درستى نظر این دانشمند آلمانى مطالعات بسیارى انجام شده است. در این تحقیق که توسط محققان دانشگاه «ویرجینیا» صورت گرفت نتایج ۲۰ مطالعه در بررسى اثر اندازه مغز بر هوش با بالغ بر ۱۵۳۰ شرکت کننده مورد بازبینى قرار گرفت. این مطالعات نشان مى دهد که به طور متوسط هرچه اندازه مغز بزرگتر باشد هوش شخص بیشتر است. ارتباط بین اندازه مغز و میزان هوش در زنان از مردان و در بالغین از کودکان بیشتر است. معلوم نیست که چرا این ارتباط در زنان و بالغین معنى دارتر است. در تحقیقى که به تازگى انجام شده است ثابت شد که مغز زنان کوچک تر از مغز مردان است ولى هوش زنان اگر از مردان بیشتر نباشد از آنها کمتر نیست. محققان این طرح مى گویند ارتباط بین اندازه مغز و هوش لزوماً در همه افراد برقرار نیست. با این وجود این ارتباط در متوسط افراد اجتماع صدق مى کند.
بزرگی مغز موسیقیدانان : دانشمندان دریافته اند تعداد سلول های خاکستری مغز موسیقیدانان حرفه ای بیشتر از موسیقیدانان آماتور و افراد فاقد استعداد موسیقی است. سلول های اضافی نه تنها در بخش شنوایی بلکه در قسمت هایی از مغز که مسئول ایجاد حرکات و شنوایی است نیز مشاهده شد. با این حال بیشتر بودن سلول های خاکستری مغز به معنای باهوشتر بودن موسیقیدانان حرفه ای نیست. بیشتر افراد حرفه ای از اوان کودکی موسیقی نواخته اند و به مهارت های بسیار پیشرفته شنوایی و حرکتی ظریف نیاز دارند. بیشتر موسیقیدانان در غرب مجبورند اطلاعات دیداری نت چاپ شده را به سرعت به حرکات دهان و انگشت تبدیل کنند.
دانشمندان دریافته اند تعداد سلول هاى خاکسترى مغز موسیقیدانان حرفه اى بیشتر از موسیقیدانان مبتدى و افراد فاقد استعداد فراگیرى موسیقى است. محققان دانشگاه جنا با مقایسه ساختار مغز ۳ گروه موفق به کشف ارتباط میان میزان تعلیم موسیقى و میزان ماده خاکسترى مغز شدند. به گفته این دانشمندان سلول هاى اضافى نه تنها در بخش شنوایى بلکه در قسمت هایى از مغز که مسئول ایجاد حرکات و شنوایى است نیز مشاهده شده است البته بیشتر بودن سلول هاى خاکسترى مغز به معناى باهوش تر بودن موسیقیدانان حرفه اى نیست.
تست سنجش عملکرد راست مغزی وچپ مغری
جلوی مطالب مورد تایید خود علامت بگذارید .
1. آیا خودتان را متخصص تلقی میکنید؟
الف _خیر
ب _بله
ج _ در برخی از زمینهها
2. یادآوری اسم اشخاص برایتان راحتتر است یاچهره آنها؟
الف _ چهره اشخاص
ب_ اسم اشخاص
ج _هر دو به یک اندازه
3. در مواجهه با شکست، کدام یک از گزینههایزیر، طرز برخوردتان را بهتر نشان میدهد؟
الف _ ناامید شدن، دست کشیدن از آن کار و امتحانکردن چیزی جدید.
ب _ سعی، تلاش و کوشش دوباره و دوباره
ج _ شکست نابود کننده روح و روان است
4. کدام یک از صفات زیر، بیشتر از بقیه، وصفحالتان هستند؟
الف _ شهودی و درونی
ب _ اهل مطالعه و سنجیده
ج _ دقیق
5. کدام یک از گزینههای زیر، بیشتر با شماهمخوانی دارد؟
الف _مایلم قوانین و مقررات خاص خودم را رعایتکنم.
ب _ از گردن نهادن به قوانین و مقررات راضی وشاد هستم .
ج _گاهی اوقات، قوانین و مقررات دست و پاگیرمیشوند و عصبانیم میکنند .
6. زمانی که در یک جلسه گفتگو یا سخنرانیحضور دارید، کدام یک از گزینههای زیر بیشتر در شماصدق میکند؟
الف _ اکثر اوقات حواسم پرت میشود و بهموضوعات دیگری میاندیشم.
ب _به راحتی حواسم را میتوانم روی مسألهسخنرانی متمرکز نمایم.
ج _فقط اگر موضوع را جالب تلقی کنم، میتوانمحواسم را روی آن متمرکز کنم.
7. آیا خودتان را شخص منظمیتلقی میکنید؟
الف _ به هیچ وجه
ب _ بله، کاملا
ج _ نسبتا، بله
8. هر چند وقت یک مرتبه به دنبال حدس وگمانهای شخصی خود میروید؟
الف _ هر وقت که بتوانم
ب_ به ندرت
ج _گاهی اوقات
9. اگر یک دفعه، هوس امتحان کردن یک کار وسرگرمی خلاقانه جدید، مثل نقاشی یاسفالگری بهسرتان بزند، چه میکنید؟
الف _ آن را امتحان میکنم و بعد آن رابه عنوان یکی از سرگرمیهای بیشماردیگرم توسعه میدهم.
ب _ به احتمال زیاد، فقط به آن فکر میکنم وفراتر نمیروم.
ج _ چندین مرتبه آن را امتحان میکنم و بعد بهسراغ سرگرمی دیگری میروم.
10. در مدرسه و دوران تحصیل، سرکلاس کدام یک ازدرسهای زیر، بیشتراحساس راحتیمیکردید؟
الف _هنر
ب _ ریاضیات
ج _ جغرافی
11. هر چند وقت یک بار، مایلید مبلمان وتزیینات منزلتان را عوض کنید؟
الف _ بیش از سه مرتبه ظرف پنج سال
ب _ هر پنج سال یک مرتبه
ج _ ظرف هر پنج سال، دو تا سه مرتبه
12. وقتی مشغول شنیدن اخبار از تلویزیونهستید، کدام یک از موضوعات زیر، بیشتر از همهتوجه شما را به خود جلب میکند؟
الف _مسایل و موضوعات مربوط به جهان و محیط
ب_ سیاسی
ج _ورزشی
13. کدام یک از گروههای زیر، بیشتر با روحیاتشما سازگار هستند؟
الف _ شخصی که از قوه تخیل زنده و پرشوریبرخوردار است.
ب _ شخصی که بلند پرواز و جاه طلب است .
ج _ شخصی که از عقل سلیم و شعور خوبیبرخوردار است.
14. نظرتان در مورد هنر مدرن چیست؟
الف _ آن را جالب و مهیج تلقی میکنم.
ب _ اهمیت زیادی برایش قایل نیستم.
ج _ گاهی میتوانم آن را جدی تلقی کنم و گاهیبیاعتنا از کنارش میگذرم.
15. هر چند وقت یکبار، به افکار و اندیشههایخصوصی خودتان پناه میبرید؟
الف _ به وفور
ب _ خیلی به ندرت
ج _ گاه و بیگاه
16.زمانی که وارد یک سالن یا تالار میشوید،در حالی که بلیط رزرو شده ندارید، ترجیح میدهیدکه روی صندلی کدام سمت بنشینید؟
الف _ سمت چپ
ب _ سمت راست
ج _ فرقی نمیکند
17. به نظر شما، مزیت بازنشسته شدن چیست؟
الف _ برخورداری از وقت بیشتر برای آغازفعالیتهای جدید بیشمار دیگر.
ب _ برخورداری از وقت بیشتر برای هم نشینی بااقوام و دوستان.
ج _ رهایی از برنامه یکنواخت و منظم و کسلکننده کاری.
18. کدام یک از صفات زیر، بیشتر از بقیه با شماسازگار است؟
الف _ پیچیده
ب _ واقع بین
ج _عادی و گاهی منحصر به فرد
19. در حال حاضر، کدام یک از حالات زیر بیشتربا روحیه شما سازگار هستند؟
الف _ متفکر، جدی و دقیق
ب _ تحت فشار روحی
ج _ پرکار، پر مشغله و پرجنب و جوش
20. آیا قادرید به طور تقریبی بگویید که چندروز را بدون نگاه کردن به ساعت پشت سرگذاشتهاید؟
الف _ راستش درست نمیدانم، چون گاهی زمان رابه کلی فراموش میکنم.
ب _ بله، به راحتی
ج _ گاهی اوقات
21. در صورت مواجهه با کدام یک از موارد زیر،به شدت سر خورده، ناامید و عصبانی میشوید؟
الف _زمانی که وقت کافی برای انجام کارهایی کهدوست دارم، نداشته باشم .
ب _زمانی که در رأس امور مربوط به حرفهام قرارنداشته باشم .
ج _ زمانی که پیشرفتها، موفقیتها، دستاوردهاو سخت کوشی هایم نادیده گرفته شوند .
22. در مورد این جمله: بزرگترین معلم و راهنما،تجربه است، نظرتان چیست؟
الف _کاملا با آن موافق هستم
ب _اصلا موافق نیستم
ج _ موافقم
23. در شرایط مطلوب، کدام یک از گزینههایزیر را ترجیح میدهید؟
الف _حرفهای که کاملا غیر قابل پیش بینی و توأم باتجربیات بی شمار و جدید باشد .
ب _ داشتن یک حرفه مشخص و یکنواخت .
ج _حرفهای که فرصت یادگیری چیزی جدید را دراختیارتان قرار دهد .
24. آیا تصور میکنید که توضیح دهنده خوبیهستید؟
الف _خیر
ب _ بله
ج _در حد متوسط
25. در هنگام انجام کدام یک از موارد زیر،بیشتر احساس راحتی به شما دست میدهد؟
الف _ در حین انجام یک کار تخصصیتر مثل وررفتن با موتور ماشینتان به منظور تعمیر آن
ب _ در حین نوشتن یک نامه یا گزارش
ج _ در حین انجام یک کار دستی مثل نقاشی
برای هر سوال، به گزینه الف 2 امتیاز، به گزینه ب 0 امتیاز و به گزینه ج 1 امتیاز بدهید .
بین35 تا 50 امتیاز :
این امتیاز نمایانگر آن است که شما یک شخصراست مغز هستید. سمت راست مغز کنترل کنندهتواناییهای فضایی، درک و احساس هنرمندانه و افکارخلاقانه و مبتکرانه است.
نیمکره راست مغز است که مسایل را به طور کلی وکل نگرانه مجسم و ادراک میکند. به عبارت دیگر،شما مایلید به جای مشاهده جزییات سازنده وتشکیل دهنده، تصویر اصلی و بزرگ را ببینید.
بههمین شکل، نیمکره راست مغز است که یک الگویکلی را از قطعات جزیی و فردی بازسازی میکند و نقطه نظرات و نگرشهای جدید را به وجود میآورد.
یک شخص راست مغز، از استعداد هنر و موسیقیبرخوردار است و به کند و کاو در آداب، مناسک،تشریفات، آیین، شعائر، عرفان و تصوف علاقه خاصیدارد. به عنوان یک شخص راست مغز، عمدتاً مایلیدبه شیوهای خلاقانه و ناخودآگاه مسایل جدید را یادبگیرید و همین منتهی به یک واکنش احساسی،عاطفی نسبت به شرایط و موقعیتهای تحلیل گرایانهمیشود. در بسیاری از موارد، وقتی پاسخ صحیح یکسؤال یا مشکل را دریافت میکنید، بدون آن کهبفهمید این پاسخ گونه حاصل شده است، به شهودو الهام (حس ششم)خودتان تکیه مینمایید.
نیمکره چپ مغز مسایل را به صورت سلسله وارتجزیه و تحلیل میکند، در حالی که نیمکره راست بهندرت چنین پردازشی را ایفا مینماید. درنتیجه، بهعنوان یک شخص راست مغز، بدون آن که اولین کار رابه اتمام برسانید، مایلید از این شاخ به آن شاخ بپریدو به سراغ کار دیگری بروید. این یک نقطه ضعفمحسوب میشود، چرا که گاهی اوقات خودتان را باکارهای متعدد ناتمامی مواجه میبینید. از این رو،فهرست سازی و برنامه ریزی زمان بندی شده را ازهمین حالا آغاز کنید تا نظم و ترتیب یافته و بدونفرار از کاری و شروع کار دیگری، به نحو مؤثری کارها رابه پایان برسانید.
بین 16 تا 34 امتیاز :
امتیاز شما نمایانگر آن است که شما از تعادلیمتناسب بین دو نیمکره چپ و راست مغزتانبرخوردارید. به عبارت دیگر، هیچ نیمکرهای بردیگری غلبه و سلطه ندارد.
اگرچه، ممکن است این حالت یک مزیت چشمگیربه حساب بیاید، ولی دال بر آسودگی خاطر نیست.مشکل در رابطه با این افراد، این است که شما بیشتراز یک شخص راست مغز یا چپ مغز، از کشمکشها وتضادهای درونی رنج میبرید.
گاهی اوقات، این کشمکشها و تضادها بین نحوهاحساس و نحوه تفکر شما خواهد بود و هم چنین درمواجهه با مشکلات و تعبیر و تفسیر اطلاعات باموانعی روبرو میشوید. گاهی، جزییاتی براینیمکره راست مغز، مهم هستند،
به واسطه نیمکرهچپ نادیده گرفته میشوند و بالعکس. و همینمیتواند یک مانع و سد راه در جهت مرحله مؤثریادگیری یا به پایان رساندن کارها باشد.
از جنبه مثبت، نقطه قوت این اشخاص در ایناست که آنها در هنگام حل یک مشکل میتوانندهمزمان و توأما تصویر اصلی و بزرگ و جزییاتضروری را ادراک کنند. هم چنین، از مهارتهای کلامیمؤثری در جهت ترجمه و تعبیر مسایل شهودیبرخوردارند، طوری که دیگران میتوانند آن را بهراحتی درک کنند و در عین حال قادرید نقطه نظراتبرتر را تشخیص دهید
یکی از مزایای این افراد در این است که آنها ازتوانایی طبیعی انعطاف بالای ذهنی و فکریبرخوردارند و از این رو میتوانند به راحتی در مواجههبا مشکلات چند بعدی به حل آن
بپردازند.
زیر 16 امتیاز :
امتیاز شما نمایانگر آن است که شما عمدتا یکشخص چپ مغز هستید. نیمکره چپ مغز، تحلیل گراست و به شیوهای منطقی و عقلایی و ترتیبی عملمیکند. این نیمکره مسؤول و کنترل کننده زبان،بررسیهای علمی، عقلانیت، و خردمندی است.شخص چپ مغز، مایل است به شیوهای خطی، بهپردازش اطلاعات عمل کند، به عبارت دیگر ازبخشهای کوچک شروع کرده و به بالا میرود، درحالی که شخص راست مغز بر عکس عمل میکند وابتدا تصویر اصلی و بزرگ را مجسم مینماید.
هم چنین، نیمکره چپ به توالی به پردازشاطلاعات عمل میکند، برعکس نیمکره راست که بهصورت اتفاقی عمل میکند، از این رو، اشخاص چپمغز، میتوانند حسابدار و برنامه دهندههای خوبی ازکار در آیند. هم چنین، نقطه قوت این اشخاص درشرح و بسط و توضیح خوب مسایل به صورت پیاپی ومتوالی است به کارگیری برخی از راهکارهای نیمکره راستیکی از مزایای نیمکره چپ محسوب میشود، بهخصوص در زمینه توسعه و گسترش مهارتهایخلاقانه اندیشی و شهودی. به عنوان مثال ، یکدانشآموز راست مغز در کلاس درس، ممکن است درهنگام سخنرانی معلم در وضعیت نامطلوبی قرارداشته باشد، مگر آن که ابتدا یک برداشت و دید کلیاز مطلب به او داده شود. چرا که آنها اساسا نیاز دارندکه به دقت علت و عملی را که انجام میدهند، بدانند.به عبارت دیگر، ممکن است یک دانشآموز راستمغز، نگرش زیاد و دقیق به مسایل را ضروری تلقینکند، در حالی که انجام آن را مؤثر و مفید در نظربگیرد.
جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت: بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟
همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، بالاخره
پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت : آری من مسلمانم..
جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا ، پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و
با هم چند قدمی از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد
گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش... کند و به کمک
احتیاج دارد، پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی
پیرمرد خسته شد و به
جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با
خود بیاورد..
جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید :
آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟
افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به
پیش نماز مسجد دوختند ، پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت :
چرا نگاه میکنید ، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان
نمیشود...!
و در این میان:
بازارهای بورس آمریکا و اروپابا سقوط ناگهانی ارزش سهام، شوک تازه ای را در کنار ضرر 800 میلیارد دلاری تجربه کردند. این اتفاق باوجودمجوز کنگره برای افزایش دو هزار و چهارصدمیلیارد دلاری سقف بدهی های دولت آمریکا رخ داد. قرار بود مصوبه کنگره، آرامش را به اقتصاد آمریکا و اروپا برگرداند اما چنین نشد و سرمایه گذاران نتوانستند اطمینان خود به بهبود وضعیت اقتصادی آمریکا را احیا کنند. آنها منطبق با آمار اقتصادی، کاهش نرخ رشد و بازگشت رکود 2سال پیش را پیش بینی می کنند. از نگاه تحلیل گران اقتصادی و سرمایه گذاران، اقتصاد ایالات متحده اکنون تنه به تنه اقتصاد ورشکسته یونان می زند که به واسطه حمایت های مالی (اعانه) دیگر کشورها سرپا مانده است. در بحران 2سال پیش، با انتقال بدهی شرکت های خصوصی بزرگ به دولت و پرداخت بدهی کلان سرمایه داران از خزانه عمومی، بیماری موقتاً تسکین یافت اما اکنون آن عارضه با ابعادی بزرگ تر و این بار از درون دولت سر برآورده است.
حالا دولت آمریکا بدهکارترین دولت دنیاست، آمریکا در دور باطل بدهی ها افتاده و با شعبده بازی هایی نظیر افزایش سقف بدهی ها تا مرز 7/16 تریلیون (16هزار و هفت صد میلیارد) دلار، اعلام رسمی ورشکستگی را به تأخیر می اندازد. آیا با کاغذبازی و صورت سازی دروغین کنگره می شد آرامش را به وال استریت نیویورک و سایر بازارهای مهم برگرداند؟پاسخ بازار مطلقاً منفی بود. با وضع پیش آمدهاعتراضهای مردمی شکل گسترده ای به خود گرفت هر چند که در گذشته نیز این اعتراض هایی صورت گرفته بود، امااعتراض های اخیر دارای ویژ گی های خاصی بود که در گذشته مشاهده نشده است. محور قرار گرفتن منطقه وال استریت به عنوان مرکز فرماندهی نظام سرمایه داریو صاحبان ثروت و قدرت به عنوان محل تجمع اعتراض کنندگان، گسترش دامنه اعتراض هابه اکثر مناطق آمریکا، تأکید مردم به اصل الگوگیری از قیام های مردمی در کشورهای عربی و اسلامی ، تبدیل اعتراض های مردمیاز بعد اقتصادی به مقابله با نظام سرمایه داری با اصل 99 درصد در برابر یک درصدثروتمند، انسجام سراسری مردم به جای تمرکز ایالتی و ... از جمله ویژگی های این حرکت است. گسترد گی این اعتراض ها سوالات بسیاری در اذهان تداعی کرده است. ریشهاین اعتراض ها چیست؟ خواست و مطالبه اصلی مردم چه می باشد؟ چرا محافلرسانه ای و سیاسی غرب به دنبال سانسور حقایق آن می باشند؟تأثیر این تحولات بر آینده آمریکا ونظام سرمایه داری چه خواهد بود؟ از جمله این سوالات استکه در نوشتار ذیل به اختصار به آن پرداخته می شود
ریشه های قیام مردمی وال استریت:
در باب دلایل و رویکرد مردمی به انجام اعتراض های سراسری علیه نظام سرمایه داری در آمریکا که در قالب جنبش تسخیر وال استریت آغاز و با عناوین دیگر در سایر شهرها گسترشیافته، دیدگاه های مختلفی مطرح می شود. برخی، تغییرات در ساختار فرهنگی و درونی جامعه آمریکاو برخی فوران ناهمگونی اجتماعی را مطرح می کنند، برخی بر شرایط اقتصادیحاکم بر کشور و افزایش روز افزون فقر و گرسنگی و نیاز 46 میلیون آمریکایی به کمک های دولتی را اولویت دانسته اند، برخی گسستمیان مردم و دولتمردان آمریکا را دلیل اعتراض هادانسته و برخی نیز سیاست خارجی و نارضایتی مردم از جنگ طلبی های دولتمردانو تزلزل موقعیت جهانی آمریکا را دلیل این اعتراض ها عنوان کرده اند. برخی نیز این اعتراض ها راادامه سیاست های جدایی طلبانه برخی ایالت ها مانند تگزاس و ویسکانسین می دانندکه در ماه های اخیر، مطالبات جدایی طلبانه خود را تشدید کرده اند و اکنون در قالب اعتراضهای سراسری ادامه می دهند. برخی نیز بر افزایش فقر در جامعه و فاصله شدیدطبقاتی تأکید دارند، چنانکه مردم در شعار خود تأکید دارند که ما،99 درصد فقیر در برابر یک درصدثروتمند می باشیم. با توجه به دیدگاه ها و نظریه های مطرح شده و سیرتحولات سیاست داخلی و خارجی آمریکا در چند دهه اخیر،ریشه های شکل گیری جنبش وال استریت وسقف مطالبات مردم آمریکا که البته برخی از آنها با مطالباتمردم اروپا یکسان است، در چند محور قابل بررسی می باشد.
اعتراض به خروج از چارچوب ها:
بررسی تاریخی آمریکا نشان می دهد که ریشه اصلی ایجاد ایالات متحده و پذیرشتشکیل آن از سوی ایالت های مختلف، رسیدن به رفاه سراسریو به نوعی همگرایی میان مردم ودولتمردان بود. در ساختار تعریفی آنها مردم و دولتمردان در کنار یکدیگربرای رسیدن به جامعه آرمانی نظیر؛ رفاه سراسری، ترویج برابریو آزادی در داخل آمریکا و عرصه بین الملل و.... تلاش می کردند. این امر چنان نمود داشته که ایالت ها هنگامپیوستن به ایالات متحده در قرن هفدهم از شروط ادامه پیوست بهایالات متحده را توانایی دولت فدرال در تأمین نیازهایمردمی و همراهی آن با خواسته های مردم عنوان کرده اند. هر چند کهاین اصول به صورت کج دار و مریز در گذشته اجرا شده، امادر چند دهه اخیر مشاهده می شود که ساختارسیاسی آمریکا به مرور از این امر عدول کرده و از رویکردهای مردمی فاصله گرفته است. ساختار سیاسی و اقتصادی آمریکا نشانگر آن است که سیاستمدارانشامل سناتورها ونمایندگان کنگره، فرمانداران و صاحبان قدرت در بخش های مختلف ایالتی درکنار سران کاخ سفید به جای رویکردهای مردمی در کنار صاحبانثروت قرار گرفته و در نهایت به حامیان ومجریان خواست های ثروتمندان مبدل شدند، چنانکه مردم آمریکا در شعارهای خود تأکید دارند که دولتمردان صرفاً حامی یک درصدجامعه که شامل ثروتمندان است، می باشند و 99 درصد دیگر سهمی از ساختار سیاسی و اقتصادی کشورشان ندارند. تأکیدبر اموری مانند حذف وال استریت به عنوان مرکز سرمایه داریدر آمریکا و حتی نظام سرمایه داری در جهان،تأکید بر عدم پذیرش نظام دو حزبی جمهوریخواه و دموکرات و معرفی آنها به عنوان دست نشاندگان مشترک نظام سرمایه داری، اصراربر لزوم قطع کمک های دولتی به صاحبان ثروتو ... از نشانه های بیزاری مردم از وابستگی دولتمردان به صاحبان ثروت و جدایی آنها از ملت است. نمود عینی، قرار گرفتن سیاستمداران و تصمیم گیرندگان ارشد آمریکا در کنار طبقه خاص ثروتمندان را در ارائه بسته های اقتصادی برای خروج از بن بست اقتصادی می توان مشاهده کرد. چنانکه جرج بوش در سال2008، 700 میلیارد دلار و اوباما در سال 2009، 800 برای مردم، دستاوردی نداشت. مجموع این فرایند چنان بوده که «چامسکی» نویسنده و تحلیلگر بزرگ آمریکایی تأکید می کند، سیاستهای دولتمردان موجب گسست اجتماعی شده که در کنار بحران اقتصادی، طغیان مردم آمریکا علیه سرمایه داری و دولتمردان به همراه داشته است
از هم پاشیده شدن رویاهای مردمی:
پس از فروپاشی شوروی سابق و نظام کمونیستی و سوسیالیستی، سرانغرب به ویژه آمریکایی ها با ادعای تک الگوبودن نظام سرمایه داری تلاش کردند تا حاکمیت خود بر جوامع غربی و سپس سراسر جهان را اجرایی سازند. پس از دو دهه مردم غرب دریافته اند که این ادعا نه تنها کارایی نداشته، بلکه صرفاًبرای اعمال دیکتاتوری حاکمان بر آنها بوده است که موجب شده، آنها حاکمیت طبقه ای محدود بر سراسرجامعه را بپذیرند. این حقارت در چند بعد بر مردم غرب از جمله مردم آمریکا تحمیل شده است از جمله:
الف) در حوزه داخلی مردم دریافته اند که نظام سرمایه داری بر خلاف ادعای رفاه، کارکردی برای آنها نداشته و چنانکه ذکر شد، طبقه ثروتمند محدود بر کل جامعه حاکم بوده اند. در این میان، نظام سرمایه داری با اعمال دیکتاتوری انحصاری قدرت با ترکیبیاز یک یا دو حزب نظیر، ساختار آمریکا با محوریت جمهوریخواه و دموکرات،خواسته های سرمایه داران را بر جامعه تحمیل کرده اند. نکته اساسی آنکه، این سرمایه داری نه تنهادستاوردی برای رفاه مردمی نداشته، بلکه به گسست بنیاد خانواده ها وساختار اجتماعی و تبدیل مردم به افرادی صرفاًمادی بدون توجه به حقوق انسانی و متعالی منجر شده است.
ب) در صحنه بین الملل در حالی که سران آمریکا با ادعای رفاه جهانی و کمک به ملت هابه اشغال سایر کشورها پرداخته اند اما در عمل همچناناز برخی حاکمان دیکتاتور حمایت کردهو حتی در این راه، در برابر ملت ها قرار گرفته اند. اکنون ملت های غربی دریافته اندکه این ادعاها، صرفاً فریبی برای تأمین منافع سرمایه دارانبوده و نه برای ارتقای جایگاه جهانی ملتآمریکا و یا کمک به سایر ملت ها. چنانکه نمود آن را در جنایات صورت گرفته درکشورهای تحت اشغال و بی تفاوتی غرب در برابر جنایات اشغالگرانقدس می توان مشاهده کرد. تحولاتاخیر خاورمیانه و شمال آفریقا نیز نشان داد که سران آمریکا برای منافع سرمایهداران از حاکمان دیکتاتوری حمایت کرده اند که صرفاً تأمین کنندهمنافع نظام سرمایه داری بوده اند. ایندیکتاتوری که برگرفته از عملکردهای سران غرب بوده اکنون به حقارتی برای مردم آمریکامبدل شده است به ویژه که این امر تزلزل جایگاه جهانی آنها را به همراه داشته است.
گسترش نهضت بیداری اسلامی ذر سراسر جهان:
بیداری اسلامی در کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا، تحولات اروپا و اکنونآمریکا نشان می دهد که فرهنگی جدید در ساختار نظام بین الملل در حالشکل گیری است و آنرویکرد ملت ها به مقابله با ساختارهای غیر مردمی و وابسته به نظام سرمایه داری است. در دو دهه گذشته، نظام سرمایه داری با عناوین مختلف اقتصادی، سیاسی، نظامی و حتیایجاد و حفظ حاکمان دست نشانده نظیر آنچه در کشورهای عربی حامی غرب وجود داردیا ساختارهای دو حزبی و تک محوری نظیر دو حزبی آمریکا و بسیاریاز کشورهای اروپایی بهدنبال حاکمیت بر جهان بوده است، روند تحولات، نشانگر رویکرد مردمی دراکثر نقاط جهان به مقابله با این ساختار است. نکته مهم در اینعرصه آنکه، بر اساس پیشینه های تاریخی، تمدن همواره از شرق به غرب گسترش یافته است و این حقیقتی است که جهانیانبه آن اذعان دارند. در مقطع کنونی نیز می توان گفت که بیداریاسلامی در خاورمیانه و شمالآفریقا به الگویی برای مردم اروپا و آمریکا مبدل شده و به نوعی به آنها نشان داده کهمی توان با وحدت و یکپارچگی به مقابله با حاکمان و نظام دیکتاتوریبرگرفته از منافع سرمایه داریپرداخت. در این بیداری سراسری نیز نکته مهمی نهفته است و آن تأثیرگذاریو تأثیرپذیری ملت ها از یکدیگر بدون نقش دولت ها است؛ فرایندیکه دولت ها در آن نقشی نداشته وحتی خود به دنبال ممانعت از تحقق آن می باشند. به عبارتی دیگر،می توان گفت که صحنه بین الملل از دیپلماسی دولت ها به سمت دیپلماسی ملت هادر حال گسترش است واکنون این ملت ها هستند که برای جهان تصمیم می گیرند و نه دولت ها
جنبش وال استریت چیست؟
جنبش " وال استریت را اشغال کنید " ، متاثر از اوضاع نامساعد کنونی آمریکا است و به سرعت در میان برخی گروه های سیاسی و اجتماعی جا باز کرده است . اولین نشانه ظهور این جنبش به روز 17 سپتامبر باز می گردد که تعدادی از فعالان در برابر ساختمان بورس اوراق بهادار نیویورک در خیایان وال استریت تجمع کردند و اعلام کردند تا زمانی که به خواسته هایشان رسیدگی نشود ، به تجمع خود پایان نخواهند داد . خواستههایی که گستردگی آنها از بیمه تامین اجتماعی هست تا پایان بخشیدن به جنگهای آمریکا در جهان و ایجاد شغل برای جوانان. آنچه که این خواستههای گوناگون را به هم وصل کرده، این است که این گروهها اعتقاد دارند مدیران مالی در وال استریت هستند که مسبب همه این مشکلات هستند.
فرشتگان از خدا پرسیدن: خدایا تو که بشر رو آنقدر دوست داری چرا غم را آفریدی ؟ خدا
گفت : غم را به خاطر این آفریدم چون این مخلوقه من تا غمگین نباشد به یاد خالقش
نمی افتد .
نظرات ()